همسایه

خانم همسایه همه ی ساختمون رو خبر کرده بود به خاطر بد شدن حال شوهر سرطانیش. با همسایه ها زیر بغلش رو گرفتیم تا آبولانس دم در بردیم… چند ماهی گذشت. الان بوی شیرین حلوای مجلس ختم، ساختمونو برداشته… خیلی سخته غم از دست دادن شریک زندگی… کاشکی…

روزنوشت های سپهر