چند رباعی

ای دل ز زمانه رسم احسان مطلب
وز گردش دوران سر و سامان مطلب
درمان طلبی درد تو افزون گردد
با درد بساز و هیچ درمان مطلب

آن به که درین زمانه کم گیری دوست
با اهل زمانه صحبت از دور نکوست
آنکس که بجملگی ترا تکیه بر اوست
چون چشم خرد باز کنی دشمنت اوست

ای دل چو زمانه می کند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین بکام دل روزی چند
زآن پیش که سبزه بردمد از خاکت

عالم همه محنتست و ایام غم است
گردون همه آفتست و گیتی ستم است
فی الجمله چو در کار جهان می نگرم
آسوده کسی نیست و گر هست کم است

یاری که دلم ز بهر او زار شدست
او جای دگر به غم گرفتار  شدست
من در طلب علاج خود چون کوشم
چون آنکه طبیب ماست بیمار شدست

آن کاسه که بس نکوش پرداخته اند
بشکسته و بر رهگذر انداخته اند
زنهار بر او قدم به خواری ننهی
کان کاسه ز کاسه های سر ساخته اند

این  قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد

افسوس که نامه جوانی طی شد
وآن تازه بهار زندگانی طی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب
فریاد ندانم که کی آمد کی شد

خوش باش که عالم گذران خواهد بود
جان از پی تن نعره زنان خواهد بود
این کاسه سرها که تو بینی فردا
زیر لگد کوزه گران خواهد بود

گویند که ماه رمضان گشت پدید
من بعد بگِرد باده نتوان گردید
در آخر شعبان بخورم چندان می
کاندر رمضان مست بیفتم تا عید

شاعر: حکیم عمر خیام نیشابوری

دلتنگی

قراردادم با شرکت تمام شد. چه زود سه ماه گذشت. بازم به خاطر ترک کردن محل کار و این دفعه بیرون اومدن از اون شرکت یه کمی ناراحت شدم. همیشه هر جایی که کار می کنم وقتی مجبور میشم اونجا رو ترک کنم احساس خوبی ندارم. دلم برای محیط کارم تنگ میشه، برای آدمایی که باهاشون سروکار داشتم. تو این کار آخری با آدمای زیادی سروکار داشتم که همشون خوب بودن و دلم براشون تنگ میشه. به خاطر شروع سال تحصیلی و پاره وقت اومدنم قراردادم تمدید نشد. (تو دلم میگم بهتر، بشین سر درست)

بیشتر از همه از تعطیل شدن ISP ای که توش کار می کردم ناراحت شدم. چون سرکارم زندگی می کردم، شبها همون جا می خوابیدم. ساپورت شب بودن تو یه ISP تک وتنها، چه لذتی داشت. از عصر که می رفتم سرکار تا صبح روز بعدش مسنجر باز بود و وبگردی به راه، ساعت یک – یک ونیم شب هم که می خواستم بخوابم فقط status مسنجر رو به حالت “خوابیدم” تغیـیر می دادم یا بعضی وقتا که می رفتم سر کوچه خرید کنم status می شد “رفتم سر کوچه”. ISP یه خونه مسکونی کوچیک دوخوابه بود تو یه محله خلوت.(اینم یه یادی بود از اولین کارم که یک سال از اون می گذره).
بعدشم یه کار دیگه یه جای دیگه و حالا هم تا تابستون سال دیگه نمی رم سر کار تا بشینم سر درسم.

امروز رفتم برای تسویه حساب و خداحافظی با بچه های شرکت. به بعضی ها که می گفتم دارم از اینجا میرم خیلی ناراحت می شدن. خودشون می گفتن با این خبرت ناراحتمون کردی. چقدر همشون دوست داشتنی بودن مخصوصاً رئیسم. وقت خداحافظی با رئیسم، نزدیک بود اشک تو چشام جمع بشه، که خوشبختانه نشد.
آخه یکی نیست بگه تو که از سرکار رفتن راحت شدی واسه چی می خواستی بزنی زیر گریه.

امان از دلتنگی… .

افراد مختلف چگونه فیل شکار می کنند ؟

ریاضیدان ها؛
ریاضیدانها به آفریقا می روند ، هر موجودی که فیل نیست کنار می گذارند و سپس یکی از آنها را که باقی مانده است می گیرند.
البته ریاضیدانهای با تجربه ، ابتدا سعی می کنند تا ثابت کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد . آنگاه به آنجا می روند .
استادان ریاضی با تجربه، ابتدا ثابت می کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد و سپس پیدا کردن و شکار آن را به عنوان تمرین برای دانشجو باقی می گذارند.

مهندسان نرم افزار کامپیوتر؛
این دسته شکار فیل را بر اساس اجرای الگوریتم زیر انجام می دهند :
گام ۱) برو به آفریقا
گام ۲) از دماغه رود نیل ( جنوبی ترین نقطه آفریقا ) شروع کن
گام ۳) به سمت شمال حرکت کن و هر منطقه را از غرب به شرق بپیما .
گام ۴) در هر گذر ،
الف – هر حیوانی را که می بینی شکار کن .
ب – آن را با فیل مقایسه کن .
ج – اگر با هم برابر بودند کار تمام است و گرنه برو به گام ۳ .
برنامه نویسان با تجربه ، ابتدا یک فیل را در قاهره (شمال آفریقا) قرار می دهند تا مطمئن شوند که الگوریتم فوق خاتمه می یابد .

اقتصاددان ها؛
اقتصاددان ها فیلی را شکار نمی کنند ، زیرا اعتقاد دارند که با ایجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه کافی به فیلها ، خودشان ، خودشان را شکار می کنند .

سیاستمداران لیبرال؛
از آنجا که این دسته معتقدند که همه موجودات راست می گویند لذا اولین حیوانی را که می بینند شکار کرده و می گویند که این فیل است ! و نظر هر کسی قابل احترام است لذا اینها درست می گویند .

سیاستمداران دموکرات؛
ابتدا شکار کردن فیل را به رای گذاشته اگر حائز اکثریت آرا بشود آنگاه به نیرو های مردمی دستور شکار آن را می دهند !

سیاستمداران دیکتاتور؛
هر چه دیکتاتور بگوید همان است ! پس اولین موجودی که به شما بدهند فیل است !

سیاستمداران آمریکایی؛
ابتدا با استفاده از رسانه های گروهی نشان می دهند که فیل ها یا تروریست هستند یا در حال تهیه بمب هسته ایی ! سپس با متحدانشان به آفریقا لشکر کشی می کنند . پس از اشغال کامل قاره سیاه ، اعلام می کنند که هیچ فیلی اینجا نبوده است ! و اینها اشتباهات اطلاعاتی سازمانهای سیا و همکارانش بوده است .

روانشناسان؛
اینها ابتدا شما را هیپنوتیزم کرده و به شما می قبولانند که آنها فیل شکار کرده اند . پس از بیداری نیز به شما می گویند که اگر الان فیل نمی بینید یا شیزوفرنی شده اید یا دچار توهم در ضمیر ناخود آگاه خود !

وکلای حقوق؛
وکلا فیل شکار نمیکنند . ولی دور گله فیلها می گردند و در مورد اینکه هر کدام از فضولاتی که بر روی زمین ریخته متعلق به کدام فیل است ، بحث می کنند . البته اگر کسی آنها را استخدام نماید می توانند بر اساس شکل و رنگ یکی از همان فضولات ثابت کنند که کل گله به موکلشان تعلق دارد .

معاونین بخش مهندسی، تحقیق و توسعه؛
اینان خیلی سعی می کنند که فیلی را شکار کنند ، اما کارمندانشان به آنها اطمینان می دهند که تمام فیلهای موجود قبلا شکار شده اند.

مامورین کنترل کیفیت؛
اینها به فیلها کاری ندارند ، بلکه دنبال اشتباهات سایر شکارچیان می گردند.

منبع: isfahan4u.com