لکنت

اگه یه وقت بغض می کنم
گاهی تبسم می کنم
می خوام بگم عاشقتم
دست و پامو گم می کنم

می خوام بگم جون منی
آتیش به جونم می گیره
می خوام بگم دوستت دارم
اما زبونم می گیره

من اگه تو رو دوباره نبینمت
می میرم…

وقتی حرفامو می خوردم
داشتم از عشقت می مردم
وقتی لبهامو می دوختم
توی آتیشت می سوختم

وقتی بودم سرد و ساکت
داشت دلم می شد هلاکت
فکر می کردم تویی جفتم
سوختم و به تو نگفتم
خواستم از چشمات نیفتم
خواستم از چشمات …

لکنت

خونه دانشجویی

دیروز رفته بودم خونه دوست دوستم. به خاطر قبولی دوستم تو آزمون کاردانی به کارشناسی مراسم شیرینی خوران راه انداخته بودن. یه جعبه شیرینی رو به اتفاق خوردیم، جاتون خالی.

خونشون یه خونه دانشجویی کوچیک بود و تا بخوای نامرتب. (نه اینکه بدم بیادها! اصولا از من از شلختگی بدم نمیاد.) تو یه اتاق هنوز رخت خوابها پهن بود و بوی سیگار خونه رو ورداشته بود. پنج نفری باهم زندگی می کردن. آدمهای خیلی باحالی بودن. کلی خندیدیم.

موقع باز کردن جعبه شیرینی سر اینکه کی در جعبه رو باز کنه یه کشمکش حسابی راه افتاد، نزدیک بود جعبه له بشه! هی ازم معذرت میخواستن و می گفتن: “ببخشید که ما اینجوری هستیم! … تا حالا اینجور آدمهایی رو ندیده بودی؟!” هی به هم تذکر می دادن: “وحشی بازی درنیارید، مهمون داریم!” از خنده روده بر شده بودم.
دوتاشون همدیگه رو بابا و پسرم صدا می زدن! باباهه هی به بچه اش می گفت: “بابایی چرا شیرینی نمی خوری؟ بابایی چاییت سرد نشه… اول پسرم برداره…” چه بابای فداکاری هم بود، آخرین شیرینی رو به جای اینکه خودش بخوره، داد پسرش بخوره!
بعد از شیرینی و چای پنج نفری شروع کردن به سیگار کشیدن. دود غلیظی خونه رو گرفته بود که باعث سر دردم شد!

بعدش که اومدم بیرون پیش خودم گفتم کاشکی شهرستان قبول می شدم نه تو شهر خودم.(توضیح اینکه دانشگاهی که الان میرم از دبیرستانی که میرفتم به خونمون نزدیکتره!) در اون صورت حتما خیلی بیشتر بهم خوش می گذشت و اتفاقات جالبتری می افتاد که بشه اینجا نوشت. زندگی کردن با آدمهایی شوخ و صمیمی مثل اون خونه هر دقیقه اش خاطره س. حتماً خاطرات خیلی خوبی باهم داشتن.
البته بعدش که فکر کردم دیدم زندگی کردن تو خونه دانشجویی و خوابگاه ضررهایی هم ممکنه داشته باشه. مثلاً اگر تو اون خونه زندگی می کردم حداقلش این بود که سیگاری می شدم و …
اما در کل اگر بشه سختیهاشو تحمل کرد، ارزششو داره که از خونه دور باشی.