چهارشنبه سوری

مراسم چهارشنبه سوری امسال خیلی جالب بود. البته من چند سالی بود که شبهای چهارشنبه سوری بیرون نمی رفتم. اما امسال به درخواست دوستم سهند رفتیم یکی از شلوغ ترین خیابون های شهر که ببینیم دنیا دست کیه و ملت چطوری این شب رو جشن میگیرن.
جاتون خالی! خیابون که نبود میدون جنگ بود!! از یه طرف ملت ترقه و نارنجک و … مینداختن، از طرف دیگه مامورهای پلیس بهشون حمله می کردند. آدم قشنگ میتونست حس کنه که اوضاع جوی زمان انقلاب چطور بوده.
حملاتی که از طرف پلیس صورت می گرفت خیلی هیجان انگیز و تا حدودی ترسناک بود. یهو میدیدی کل ملت توی خیابون دارن با سرعت خیلی زیادی میدوند و مامورای مسلح به باتوم و سپر به دنبالشون. یه بار که من ته دسته در حال فرار بودم یه باتوم خورد به پشت پام! البته زیاد درد نداشت بعد از چند دقیقه دردش کلا از بین رفت. تو همین تعقیب و گریز ها چند بار سهند رو گم کردم. سهند بیچاره در حین فرار چند بار باتوم و لگد خورد. یه بار عینکش از چشمش افتاد، بعدش که جو آروم شد برگشت و عینکش و شیشه هاش رو از روی زمین پیدا کرد. یه سری دیگه هم جلوش گاز اشک آور زدن و کلی چشماش سوخت.
نکته جالبی که وجود داشت این بود که اکثر مغازه ها بسته بودن و شیشه های مغازه ها رو با کارتون، یونولیت و حتی پتو پوشونده بودن که موج صوتی حاصل از نارنجک ها شیشه ها رو خورد نکنه. بعضی ها که اینکارو نکرده بودن شیشه هاشون پودر شده بود.
در کل خیلی خوش گذشت و از توی خونه موندن خیلی بهتر بود.

پیشاپیش سال نو رو هم به همتون تبریک میگم. امیدوارم همیشه سلامت و موفق باشید.