نظر

هرکی رو می بینم یا باهاشون چت میکنم میگن بنایی خونتون تموم شده؟ ازشون می پرسم از کجا میدونید که بنایی داریم؟ میگن تو وبلاگ خوندیم.

ظاهرا هنوز اینجا بیننده داره، اما کسی حالشو نداره که نظر بده!

کادوی زوری

شوخی شوخی توی sms هاش بهم میگفت که میخواد براش یه کادو بخرم. اما من هر دفعه از زیرش در می رفتم. تا اینکه موضوع جدی شد و گفت که واقعا ازم میخواد که کادو براش بگیرم. گفتم چی بگیرم گفت یه عطر بگیر. هی طفره رفتم، “من که نمی دونم از چه بویی خوشت میاد”، “فعلاً وضع مالی ام خوب نیست” و … اما اون ول کن نبود.

اگه براش کادو می گرفتم یه دوره کادو دادن و کادو گرفتن شروع می شد و … . با اینکه دختر خوبی بود اما اونی نبود که دنبالش می گشتم. برای انتخاب کردن اون باید قید دو تا از ویژگی های مهم مدنظرم رو میزدم.

یه بار sms زد که “پس چی شد کادوی من؟” جواب دادم: “آدم توی زندگی به هرچی که دلش می خواد نمی رسه.” بیچاره حساب کار خودشو کرد و بیخیال کادو شد.

بعدش خودم تو کف موندم که عجب جمله قشنگ و به جا و پر معنایی بهش گفتم