دارم میرم

روزها و شبهایم در رهن تقویمند
تقدیر من اینه من مغلوب تقدیرم
این تصمیم من نیست من تسلیم این جاده م
دارم میرم

روزهام همه ترس از
رسیدن شب بود
روز و شبم هر دو
در بند ظلمت بود
این تاریکی ممتد
اسمش شب جاده است
دارم میرم

دارم میرم از این شهر و
از این آشوب و این غوغا
دلم خسته است ولی روزهام
همه افسوس و نیست فردا
بجز کابوس یک بن بست
در پایان تلخ راه
دارم میرم

رفتن به از ماندن
شعری که میخوانم
من مسافرم چیزی
جز رفتن نمیدانم
من جایی نمیشینم
جایی نمی مانم
دارم میرم

کیوسک – دارم میرم

6 Replies to “دارم میرم”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *